تبليغاتX
مقالات ادبیات

مقالات ادبیات

اطلاع رسانی مقالات ادبیات دهکده خاله فر

مقاله شماره 870315-اسطوره

اسطوره

اساطير نشان دهنده فرهنگ و نحوه تفكر مردمان در دورانهاي كهن است زبان گوياي تاريخي است از دورانهاي پيش تاريخي ، سخنگوي بازمانده هاي گرانبهايي است كه از دل خاكها بيرون كشيده ميشود يا در دل سنگها و كوه ها يافت مي گردد . اساطير نماينده ي تداوم زندگي فرهنگي يك ملت و به نوعي تاريخ آن است .

تعريف اسطوره :

ارائه تعريف كاملي از اسطوره كه در برگيرنده همه مفاهيم آن باشد كار آساني نيست . در فهم عامله و در برخي از فرهنگها ، اسطوره معني « آنچه خيالي و غير واقعي است و جنبه ، افسانه اي محض دارد

نظريه اسطوره هاي نيمه تاريخي عبارت است از تحول و تكامل حوادث و وقايع ابتدايي و همچنين شرح كارهاي فوق العاده اي كه به دست آدميان زورمند انجام گرفته و اندك اندك شاخ و برگ يافته و به صورت داستانهاي پر از عجايب و غرايب درآمده اند بايد افزود كه اسطوره با وكايت هايي كه از زبان حيوانات نقل مي شود و اعمال و احساسات احسان در آنها به حيوانات نسبت داده مي شود .فرق دارد اين حكايت ها اغلب جنبه تمثيلي دارند و بر مفاهيم معنوي و اخلاقي تاكيد مي ورزند ( مانند حكايت كليله و دمنه ) اسطوره همچنين با افسانه هايي كه كارهاي غير عادي را در چهارچوب زندگيهاي روزمره و معمولاً با نتيجه اي اخلاقي نقل مي كنند و نيز با قصه و خيالبافي هاي شاعرانه و ادبيات داستاني تفاوت دارد .

واژه اسطوره :

اسطوره كلمه اي معرب است كه از واژه يوناني هيستور يا به معني « جستجو ، آگاهي و داستان گرفته شده است براي بيان مفهوم اسطوره در زبانهاي اروپايي از بازمانده واژه يوناني ميتوس به معني « شرح » ، خبر و قصه » استفاده شده است .

آب :

آتش :

آسمان :

خروس :

خورشيد :

سيمرغ :

طوفان :

كبوتر :

ليلي و مجنون :

دان لود کامل

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:27  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 870314-قواعد وعلائم آئين نگارش

سر فصلها،

فصل اول :                                                                                                                        

1-موارد لازم مورد رعايت در نگارش

  2- علائم اختصاري نشانه گذاري

 3- علائم نگارش

 4- نشانه اي اختصاري براي  ,ويراستاري و تصيحيح وقت نوشته

فصل دوم :                                                                                                                        

 1- ويژگيهاي نامه هاي اداري

 2- شباهت نامه هاي اداري

 3- استشها د نامه

 4- بخشنامه

 5- ويژگي نامه اي دوستانه

  6- صورت چلسه

 7-نامه هاي گويا

  8 – و كالت نا مه

  9- قولنامه

 10 – د عوتنامه

 11- سفرنامه

 12- پروژهء پايان نامه

 13- اجاره نامه

 14- زندگي نامه

 فصل سوم :

1- واژه هاي بيگانه و معادل آنها در فارسي

 2- واژهاي انگلسي پركاربرددر فارسي و معادل آنها

3-واژه ها مشابه

 4-كار برد دوست واژه ها

 5- اصول و ضوا بط واژه گزيني

 6- واژه ها ي متصل منضصل

فصل چهارم :

 1-   چارت  سازماني

2- انواع نمودارهاي آرماي

فصل پنجم :

 1-انواع داستان

 2- داستان بلند (رمان)وكوتاه

 3- داستا نها ي ميني مايستي

4- عناصر داستان

فصل ششم :

1- انواع جلسا ت

2-گزارش نويسي

4- قسمتها ي اصلي يك گزارش

5- مقاله نويسي

 6- سا ختار كلي مقا له

 7- انواع مكالات

 8- شيوه ارجاع منابع در مقالات

9-بخشها ي اصلي مقاله علمي

فصل هفتم :

  1- با ز نو يسي

2- خلاصه نويسي

3- شيوه هاي استشا د كردن

 4- پاورقي

 5- ويژ گيها ي يك نو شته خوب

فصل هشتم :

 1- تقسيم بندي جمله

 2- نقشها ي اسم در جمله

 3- زمان و وجوه

افعا ل

 منابع و ماخذ

...

<<<بیشتر مقالات سایت که اعضا به آن دستیابی پیدا می کنند با ذکر منبع می باشند.>>>

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:26  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 870313-صائب و طرز نو

ميرزا محمد علي، متخلص به صائب، از معروفترين شاعران عهد صفويه است. تاريخ تولدش معلوم نيست، و محل تولد او را بعضي در تبريز و بسياري در اصفهان دانسته‏اند؛ اما خاندان او

 مسلماً تبريزي بوده ‏اند.

پدرش از بازرگانان اصفهان بود و خود يا پدرش به دستور شاه عباس اول صفوي با جمعي از تجار و مردم ثروتمند و متشخص از تبريز كوچ كرد و در محله عباس آباد اصفهان ساكن شد.

 عموي صائب، شمس الدين تبريزي شيرين قلم، مشهور به شمس ثاني، از استادان خط بود.

صائب در سال 1034 هـ . ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و كابل رفت. حكمران كابل، خواجه احسن الله مشهور به ظفرخان، كه خود شاعر و اديب بود، مقدم صائب را

 گرامي داشت. ظفرخان پس از مدتي به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دكن شد و صائب را نيز با خود همراه بود. شاه جهان، صائب را مورد عنايت قرار داد و به او لقب مستعدخان داد

(برخي بر اين باورند كه اين لقب را درويشي به او داده است).

در سال 1039 هـ.ق كه صائب و ظفرخان در ركاب شاه جهان در برهانپور بودند، خبر رسيد كه پدر صائب از ايران به اكبرآباد هندوستان آمده است و مي‏خواهد او را با خود به ايران ببرد.

 صائب از ظفرخان و پدر او، خواجه ابوالحسن تربتي اجازه بازگشت خواست، اما حصول اين رخصت تا دو سال طول كشيد. در سال 1042 هـ.ق، كه حكومت كشمير به ظفرخان (به نيابت

 از پدرش) واگذار شد، صائب نيز به آن جا رفت، و از آن جا هم به اتفاق پدر عازم ايران شد. پس از بازگشت به ايران، در اصفهان اقامت گزيد و فقط گاهي به شهرهايي از قبيل قزوين،

 اردبيل، تبريز و يزد سفر كرد. صائب در ايران شهرت فراوان يافت و شاه عباس دوم صفوي او را به لقب ملك الشعرايي مفتخر ساخت.

...

<<<بیشتر مقالات سایت که اعضا به آن دستیابی پیدا می کنند با ذکر منبع می باشند.>>>

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:25  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 870312-علامه دهخدا

جيکي از شخصيت هاي برجسته و سرشناس علمي و فرهنگي ايران که از مفاخر کشور ما به شمار ميرود علي اکبر دهخدا معروف به ( علامه دهخدا ) مي باشد که تاليف پر ارزش او (

 فرهنگ دهخدا ) يکي از مهمترين آثار فرهنگي در زبان فارسي است که خوشبختانه تمام مجلدات آن به چاپ رسيده و مورد استفاده محققين و دانشمندان و فرهنگيان و دانش پژوهان

 قرار دارد.

علامه دهخدا تنها يک شخصيت فرهنگي نبود بلکه از شروع مشروطيت در فعاليتهاي سياسي شرکت داشت، چه از طريق نوشتن مقالاتي با امضاي ( دخو ) يا با امضاي صريح خود

 دوشادوش مشروطه خواهان قرار داشت و با محمد عليشاه آن چنان جنگيد که نزديک بود نظير همکارش ميرزا جهانگير خان صوراسرافيل اعدام گردد. ولي با تقي زاده در سفارت

 انگليس پناهنده گرديد و سپس به اروپا فرستاده شد که به تکميل معلومات خود پرداخت و با انتشار روزنامه در خارج از کشور با روش استبدادي محمد عليشاه مبارزه کرد. پس از

 مراجعت به ايران در کنار تقي زاده قرار داشت و از کرمان به نمايندگي مجلس انتخاب گرديد.

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:24  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 870311-ادبيات معاصر ايران

    شعر شاعران معاصر ايران چندى است كه در سرزمين هاى آلمانى زبان شروع به نشو و نشر كرده است. گرچه هنوز ترجمه و انتشار سروده هاى شاعران معاصر ايران به گستردگى

 شعر شاعران عرب نرسيده است و هنوز نيما و فروغ و شاملو، آوازه  آدونيس و درويش و قبانى را نيافته اند اما اينان نيز اندك اندك به انجمن شاعران رخت از جهان بربسته و نام آشناى

 شرق مى پيوندند. البته دلخوشى ما حداقل در آن است كه در كنار «شاعران حرفه اى» فيلمسازان و نقاشانمان هم، اگر نه در ايران، حداقل در اروپا، كمابيش شهرت شاعرى يافته اند؛

 كسانى چون عباس كيارستمى كه ترجمه هايكو گونه هايش با عنوان «همراه با باد» با پى گفتارى از «پتر هاندكه» ، نويسنده سرشناس اتريشى، سال گذشته در آلمان انتشار يافت.

 در سال گذشته ميلادى، مجموعه اى نيز از شعرهاى شاعران زن سرزمين هاى شرق مسلمان كه آن مارى شيمل در واپسين سال هاى زندگى خود به  آلمانى ترجمه كرده بود با

 عنوان «كتابى به نام شادى» در آلمان منتشر شد كه شعرهايى از پانزده تن از سرايندگان زن معاصر ايران هم در آن يافت مى شد؛ از جمله پروين اعتصامى، سيمين بهبهانى، فروغ

 فرخزاد، پرى توانگر، طاهره صفارزاده، بهار رهادوست، گيتى خوشدل و فرشته يمينى شريف. شيمل در اثناى پژوهش هاى خود پيرامون عرفان و ادبيات مشرق زمين از دوره هاى

 نخستين تا سده بيستم ميلادى، از ميان سروده هاى زنان عرب و ترك و ايرانى و ازبك و اردو، زيباترين شعرها را برگزيده  و با زيبايى و گويايى توصيف ناپذيرى به زبان آلمانى ترجمه كرده

 و پيشگفتارى بسيار جالب و آموزنده نيز درباره نقش عارفان زن در جايگاه شاعران و جهان اسلام بر كتاب افزوده بود. او تاكيد دارد كه «در اين مقدمه ميان شاعران معاصر زن، فروغ

 فرخزاد بى ترديد از جايگاهى والا برخوردار است» و در ادامه مى نويسد: «اين نخستين بار نيست كه شعرهاى فروغ به زبان آلمانى ترجمه مى شود؛ پيشتر نيز مجموعه اى از

 سروده هاى او را كورت شارف و برخى را سيروس آتاباى به آلمانى ترجمه كرده بودند.» اشاره شيمل بيشتر به ترجمه هاى كورت شارف از سروده هاى فروغ فرخزاد است كه چند سال

 پيش از اين در دفترى با عنوان «آن روزها» منتشر و پس از اندك زمانى كمياب شد. و اينك در حال حاضر ناياب است. شارف سرپرست انستيتوى گوته در ليسبون پرتغال است. ميان

 سال هاى ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۹ ميلادى (۱۳۵۱ تا ۱۳۵۷) سرپرستى انستيتوى گوته را در تهران به عهده داشت و در دوران انقلاب با همكارى «كانون نويسندگان ايران» شب هاى شعر و

 داستان خوانى را كه به «ده شب» شهرت يافت، برپا كردند. او از همان سال ها به شعر معاصر ايران دلبستگى بسيار داشت و با برخى از نويسندگان و شاعران ايرانى طرح دوستى

 ريخت و با بسيارى از اهل قلم نشست و برخاست داشت.

به تازگى كورت شارف ترجمه گزيده اى از شعرهاى معاصر ايران را در آلمان به چاپ رسانده است. اين مجموعه در سپتامبر ۲۰۰۵ ميلادى، تقريبا همزمان با نمايشگاه كتاب فرانكفورت،

 منتشر شد. ناشر آلمانى اين دفتر شعر را در مجموعه «كتابخانه جديد شرقى» منتشر كرده و نسخه اى از آن را پيش از انتشار در اختيار من گذاشته است. بر روى جلد اين دفتر شعر،

 در كنار عكسى هنرى از شيرين نشاط، عنوان يكى از زيباترين شعرهاى فروغ فرخزاد نقش بسته است: باد ما را خواهد برد. شارف هم مقدمه اى بر اين مجموعه نگاشته است و هم

 مدخلى درباره تاريخچه شعر فارسى و هم در فصلى به معرفى شاعران اين دفتر پرداخته است. افزون بر اينها، «سعيد» شاعر ايرانى تبار كه به زبان آلمانى شعر مى سرايد،

 پى گفتارى بر اين مجموعه افزوده است. مترجم دقيقا صد شعر از بيست و دو شاعر معاصر ايران را براى اين دفتر برگزيده است كه به باور او در شمار «مهمترين شاعران ايران در قرن

 بيستم» قرار دارند. البته او تاكيد مى كند كه شعرهاى برگزيده براى اين جنگ- به استثناى سروده هاى دو شاعر- تماما پس از كودتاى بيست و هشت مرداد و در فاصله زمانى ميان

 سال هاى ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ كه شارف آن را دوران اوج «شعر نو فارسى» مى نامد، منتشر شده اند. او اين دو دهه را كه با دگرگونى هاى اجتماعى گسترده اى همراه بود، به لحاظ

 تحولاتى كه در گستره ادبيات ايجاد شد، داراى اهميت بسيار مى داند و ويژگى شعر اين دوره را در بيان استعارى و زبان نمادى آن مى خواند كه شاعران ناگزير براى گريز از سانسور و

 مميزى برگزيده بودند.اما در مقدمه كتاب، گذشته از اين اشارات كلى و نيز شرحى تكرارى كه شارف از چگونگى برگزارى ده شب شعر و داستان خوانى در دوران انقلاب نوشته است،

 مطلبى دندان گير يافت نمى شود. مدخلى هم كه مترجم با عنوان «تاريخچه شعر فارسى» نگاشته، بيشتر مرورى است شتابزده بر تحولات زبان فارسى از شش قرن پيش از ميلاد

 مسيح تا حمله اعراب به ايران و برآمدن شاعرانى چون رودكى و فردوسى كه تجديد حيات زبان فارسى را در پى داشت. او به دگرگونى هاى تاريخى و اجتماعى از صدر اسلام تا دوران

 قاجار و جنبش مشروطه و سلطنت پهلوى و كودتاى بيست و هشت مرداد و رويدادهاى انقلاب پنجاه و هفت هم اشاراتى دارد. افزون بر اينها نه تنها از چگونگى خلع يد از احمدشاه و

 «اصلاحات» و مدرنيسم دوران رضا شاه و «كشف حجاب» و قانون كاپيتولاسيون نوشته است بلكه پس از «سوسياليست» خواندن نيما، تحليلى نيز از كودتاى بيست و هشت مرداد و

 پيامدهاى «انقلاب سفيد» و علل بروز انقلاب پنجاه و هفت به دست داده است.

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:23  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 870310-زندگينامه فردوسي

استاد بزرگ بي بديل ، حكيم ابوالقاسم منصور بن حسن فردوسي طوسي، حماسه سراي بزرگ ايران و يكي از شاعران مشهور عالم و ستاره در خشنده آسمان ادب فارسي و از

 مفاخر نامبردار ملت ايرانست كه به علت همين عظمت مقام و مرتبت ، سرگذش مانند ديگر بزرگان دنياي قديم با افسانه و روايات مختلف در آميخته است.

مولد او قريه باژ از قراء ناحيه طابران (يا: طبران) طوس بود، يعني همانجا كه امروز آرامگاه اوست، و او در آن دِه در حدود سال 329 – 330 هجري، در خانواده اي از طبقه دهقانان چشم به

 جهان هستي گشود.

چنان كه مي دانيم "دهقانان" يك طبقه از مالكان بودند كه در دوره ي ساسانيان (و چهار پنج قرن اول از عهد اسلامي) در ايران زندگي مي كردند و يكي از طبقات اجتماعي فاصل ميان

 طبقه كشاورزان و اشراف درجه اول را تشكيل مي دادند و صاحب نوعي "اشرافيت ارضي" بودند . زندگاني آنان در كاخهايي كه در اراضي خود داشتند مي گذشت . آنها به وسيله ي

 "روستاييان" از آن اراضي بهره برداري مي نمودند و در جمع آوري ماليات اراضي با دولت ساساني و سپس در عهد اسلام با دولت اسلام همكاري داشتند و حدودا تا زمان حمله مغول

 به تدريج بر اثر فتنه ها و آشوبها و تضييقات گوناگون از بين رفتند. اينان در حفظ نژاد و نسب و تاريخ و رعايت آداب و رسوم ملي، تعصب و سختگيري خاص مي كردند و به همين سبب

 است كه هر وقت در دورهي اسلامي كسي را "دهقان نژاد" مي دانستند مقصود صحت نژاد ايراني او بود و نيز به همين دليل است كه در متون فارسي قرون پيش از مغول "دهقان" به

 معني ايراني و مقابل "ترك" و "تازي" نيز استعمال مي شده است .

فردوسي به خاطر تعلق به اين طبقه از جامعه، از تاريخ ايران وسرگذشت نياكان خويش آگاهي داشت، به ايران عشق مي ورزيد، به ذكر افتخارات ملي علاقه داشت. وي از خانداني

 صاحب مكنت و ضياع و عقار بود و به قول نظامي عروضي صاحب چهار مقاله، در ديه باژ «شوكتي تمام داشت و به دخل آن ضياع از امثال خود بي نياز بود» . ولي اين بي نيازي پايدار

 نماند ؛ زيرا او همه سودهاي مادي خود را به كناري نهاد و وقتي تاريخ ميهن خود و افتخارات گذشته آن را در خطر نيستي و فراموشي يافت زندگي خود را به احياء تاريخ گذشته مصروف

 داشت و از بلاغت و فصاحت معجزه آساي خود در اين راه ياري گرفت . از تهيدستي نينديشيد، سي سال رنج برد، و به هيچ روي، حتي در مرگ پسرش، از ادامه كار باز نايستاد، تا

 شاهنامه را با همه ي رونق و شكوه  و جلالش، جاودانه براي ايراني كه مي خواست جاودان باشد، باقي مي گذارد «كه رحمت بر آن تربت پاك باد»

فردوسي ظاهراً در ابتداي قتل دقيقي (حدود 367- 369 ه) به نظم داستانهاي منفردي از ميان داستانهاي قديم ايراني سرگرم بود، مثل داستان "بيژن و گرازان"، كه بعدها آنها را در

 شاهنامه ي خود گنجانيد و گويا اين كار را حتي در حين نظم شاهنامه ابومنصوري يا بعد از آن نيز ادامه مي داد و داستانهاي منفرد ديگري را مانند اخبار رستم، داستان رستم و

 سهراب، داستان اكوان ديو، داستانهاي مأخوذ از سرگذشت بهرام گور، جداگانه به نظم در مي آورد . اما تاريخ نظم اين داستانها مشخص نيست و تنها بعضي از آنها داراي تاريخ نسبتا

 روشن و آشكاري است. مثل داستان سياوش كه در حدود سال 387 ه. سروده شده و نظم داستان نخجير كردن رستم با پهلوانان در شكارگاه افراسياب كه در 389 شروع شد.

دان لود کامل

 

منبع:

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:21  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87039-پروين اعتصامي

 پديدة پروين اعتصامي از همان زمان كه پديدار شد شگفتي آفريد. زنده نام، ملك‌الشعراي بهار، ديوان اشعار او را مجموعه‌اي از گل‌هاي نوشكفته خواند كه روح‌نواز است و دلفريب و

مشك‌آگين، و چنان مستي مي‌آورد كه دامن از دست مي‌رود.

پروين، با همة كم سن و سالي، در درياي شعر كلاسيك ايران، چون شناگري شبان‌روزي، صدف‌هاي معاني را مي‌جست و مي‌يافت. شيرين زباني او، سبك متين، شيوة استوار،

 شيوائي كلام و لطف دلاويز معاني كه در آثارش عرضه مي‌دارد، در بخشي, مخلوق اين سير معنوي بي‌وقفه در شيوه‌هاي لفظي و معنوي شاعران خراسان چون مولوي، سنائي و

 ناصرخسرو و سرايندگان عراق و فارس به شمار مي‌رود. گرچه سبك مستقل او بر فراز اين درياي پرعظمت در پرواز است.

پروين، فراتر از جوهر شعري، ديدگاه يك فيلسوف عارف را دارد كه تراژدي هستي را در مكتب انديشه خوانده است و مي‌كوشد دل خونين مردم دنيا را تسليتي دهد و خاطر بينوايان را

 مرهمي گذارد.

در ديوان كم شناختة او راه سعادت و شارع حيات و ضرورت دانش و كوشش، به طرزي دلپسند بيان مي‌شود. مي‌گويد در درياي طوفاني حيات، با كشتي علم و عزم راه‌نورد بايد بود، و

 در فضاي اميد و آرزو با پروبال هنر پرواز بايد كرد.

پروازگاه اين سرايندة جوان ز ملك تا ملكوت است. گاه چون مرغكي آزاد، در كهسارها به پرواز در‌مي‌آيد و سرمست در چمنزارها و گلزارها مي‌چمد، و گاه انديشه‌گري صبور و دل‌آگاه، از

 فراز شرايط روز، مي‌گذرد، و در اين مسير، ناگهان نغمه‌اي از نغمه‌هاي عصر خود را به ترنم وامي‌دارد. او پل عبور ميان گذشته و اكنون ميهن خويش است. نه از گذشته گسسته، و نه

 حال را واگذاشته است.

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:21  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87038-الفباء تاتي و قواعد نگارش

 يكي از زمينه هاي كار در زبان تاتي كه تا به امروز كمتر مورد استقبال محققان قرار گرفته و غور و تفحصي اندك در آن رسيده همانا گسترة فني و زبانشناسي است به ويژه در دو عنوان

 ((دستور)) و ((رسم الخط)) .

جز كار منو گرافيك آل احمد در ابراهيم آباد و سگزآباد، تاتي و هرزني كارنگ، نوعي بازخواني تطبيقي از لغات تاتي توسط عبدلي در فرهنگ تاتي و تالشي ، دستور زبان تاتي نوشته

 نگارنده و چند نوشته ديگر سراغ نداريم.

رسالت عمده اي كه گاه از سوي تعدادي از قلم به دستان يا علاقه مندان عنوان مي شود احياء و حفظ تاتي، حداقل در جامعة جغرافيايي فعلي، است. كه متأسفانه با چنين كار اندكي

 نمي توان به آن هدف دست يافت. حفظ و گسترش يك زبان ميسر نيست مگر با غني كردن ادبيات، لغات و افزايش توانايي آن سلسله اصول براي نگارش. چه ، از زباني كه وجه

 نوشتاري نداشته باشد نبايد انتظار داشت پويا و زايا باقي بماند و از صاحبان آن نيز نمي توان توقعي در حفظ و گسترش آن داشت چرا كه زبان ضعيف هميشه مغلوب بوده ، چاره اي جز

 استحلال در زبانهاي قويتر را نداشته و ندارد.

چنين نگرشي نگارنده را بر آن داشت تا در يك اقدام قلم خود را در تحقيق و نگارش درباره الفباء تاتي و قواعد نوشتاري آن به حركت درآورد. نتيجة تحقيقات اوليه نگارنده در زمينة الفباي

 تاتي تنظيم و تمييز تعدادي حروف تحت عنوان حروف الفباي تاتي است.

...

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:19  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87037-تات و زبان تاتي - تاکستان

مقدمه

تاکستان که در محل به آن سيادن مي‌گوييم زادگاه من است و گوشت و استخوان مرا ساخته و مرا

پذيرفته و برايم ميزباني بسيار کريم بوده و مانند هر شهر ديگر زبان مختص بخود دارد زبان مردم

شهرستان تاتي بوده ولي مردم روستاهاي شهرستان اکثريت به ترکي و در حدود 9 روستا به کردي

صحبت مي‌کنند البته فعلاً گرايش شديدي در زمينة تکلم به زبان فارسي در شهرستان تاکستان

مخصوصاً در مرکز شهرستان و روستاهاي بزرگ وجود دارد بطوريکه اغلب خانواده‌هاي جوان با فرزندان خود

به زبان فارسي صحبت مي‌کنند.

 دان لود کامل

   منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:18  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87036-نيما يوشيج

نيما يوشيج

كودكي نيما

نيما و آشنايي او به شعر آزاد اروپايي

ظهور نيمايوشيج

زندگي نامه نيمايوشيج

آثار نيما

 ----------------------

كودكي نيما

علي‌ اسفندياري‌ موسوم‌ به‌ نيما يوشيج‌ (1276 ـ 1338 ه. ش) شاعر بلند آوازه‌ معاصر و پدر شعر نو

فارسي‌ در دهكده‌ دور افتاده‌ يوش‌ در مازندران‌ به‌ دنيا آمد. پدر نيما سواركاري‌ شجاع‌ و آتشين‌ مزاج‌

موسوم‌ به‌ ابراهيم‌خان‌ اعظام‌ السلطنه‌ از دودمان‌هاي‌ قديمي‌ مازندران‌ بود و به‌ گله‌داري‌ و كشاورزي‌

اشتغال داشت. وي از هنر موسيقي‌ و خطاطي‌ نيز بهره‌مند بود. مادرش‌ نيز زني‌ با ذوق‌ و فرهيخته‌ بود كه‌

هيچگاه‌ از مطالعه‌ هفت‌ پيكر نظامي‌ گنجوي‌ و ديوان‌ حافظ غافل‌ نمي‌شد.

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:17  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87035-زندگی نامه استاد شهريار

    شهريار شاعري عاشق بود که شعر او جلوه اي از پاکي وجود و تبلور حقيقي احساس بود. با آن دلي

که غزال چابک دشت هاي غزل بود، مي خراميد و چشم زيبا دوستِ «شاعـري» را به خود وا مي داشت.

آن جا که در دامـن دل انگيز «حيـدر بابا» طنيـن مي افکند، دل هر عاشق وارسته اي به آن سو مي

شتافت. او در سير پر دامنه خويش، در سلوک عاشقي تا بدان جا پيش رفت که سزاوار دريافت خرقه از

دستان مرشد طريقت گشت؛ اما فروتني و خاکساري اش او را به عالم شاعري فرا خواند. روح پر تلاطم و

پر تکاپوي نغز پرور او را مي ستاييم.

دان لود کامل

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15095&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(2)/2.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:16  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87034-شناخت نامه احمد شاملو

شناخت نامه احمد شاملو

·        شاعر از زندگي مي گويد

·        آقا من يك شاعرم بي ذره يي ادعا . يك چيزهايي مي دانم كه تو به هيچ بهاري نيست و در عوض بسيار چيزها است كه نمي دانم . براي خودم خلقياتي دارم درست مثل باقي مردم مثل بسياري ديگر زيرا بار زور و بايد و نبايد و اينجور حرفها نمي رود ، دست احد الناسي را نمي بوسم ، جلو تنابنده يي زانو نمي زنم . طبعا اين ها صفات شخصي خوبي است كه البته در خيلي ها هست ولي كوچكترين ربطي به درستي يا نادرستي استناجات و عقايد شخصي ندارد.

·        كساني مرا به عنوان يك شاعر جدي متعهد پذيرفته اند . و كساني هم مرده ي مرا به زنده ام ترجيح مي دهند كه قطعاً علتي دارد.

·        مي توانم بگويم آثار من ، خود شرح حال كاملي است من به اين حقيقت معتقدم كه شعر برداشت هايي از زندگي نيست بلكه يكسره خود زندگي است.

·        پاييز در پنجه هاي خشك و لاغر و يخ زده ي آخرين دقايق آذر ماه خفه مي شد و نارنج هاي زرد مي رسيد و جنگل هاي انبوده در توده هاي متراكم گم مي شد و من به دنيا مي آمدم …

·        من به دنيا آمدم … براي تولد من جشني گرفته نشد غير از همان چراغ نفتي كوچك هميشه گي چراغي روشن نكردند ، صداي دف و تاري به هوا نرفت ، آواز مطربي به گوش ما نرسيد و غير از زنان همسايه كسي دعوت نشد …

دان لود كامل:

http://www.esnips.com/doc/8f4ea6d0-732f-486a-97f0-7d70e045b3d4/87034

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:14  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87033-شرح حال خواجه عبدالله انصاري

خواجه عبدالله انصاري كه مقامي شايسته در عرفان دارد و نام پرآوازه اش در اقطاع زمين و زمان پيچيده، عارفي وارسته و سالكي است آراسته و صاحب كرامات فراوان. در علم و دانش و قدرت بيان و كلمات شيرين و عبارات زيبا و نمكين، مطالبي خلق كرده كه مونس دردمندان و انيس و جليس و همنشين شيفته دلان و گوشه نشينان است.

كلامش دلنشين و سخنانش آتشين؛ زيرا آنچه از دل برخاسته، در دل ها نشسته و راهي بس عميق به وجود آورده كه با اداي آن سوزها برمي خيزد و هر شنونده را با آتشي خالصانه گرم و سوزنده و پر احساس مي كند و سرتا پاي وجودش را، مسخـَّر مي نمايد.

سخنانش اگر چه اكثراً به صورت نثر مسجع و مقفا است، ولي ساده و روان و شيواست و از اين رو، مطلوب دل ها و مورد پسند سوخته دلان و سودا زدگان و حق طلبان است. گفتارش، صفابخش محفل دردمندان و آثارش آرام بخش روح و دل و جان است.

آثار اين پير بزرگوار و اين مرشد صاحب كرامات، قطب المحققين و قدوة السالكين، خواجه عبدالله انصاري ، مشهور به پير هرات، به كرّات چاپ و در دسترس علاقمندان قرار گرفته است.

 

دان لود كامل:

http://www.esnips.com/doc/e91ca9b1-22dd-4d84-810a-b1f39dd93c47/87033

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:13  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87032-زندگينامه ناصرخسرو قباديانی

ناصرخسرو قبادياني(481-394 قمري) از شاعران برجسته‌ي ايران است كه با دانش‌هاي روزگار خود نيز آشنا بود. او طي سفري هفت ساله از سرزمين‌هاي گوناگوني ديدن كرد و گزارش آن را در سفرنامه‌اي به يادگار گذاشت. در مصر با فرقه‌ي اسماعيليه آشنا شد و به خدمت خليفه‌ي فاطمي مصر، المستنصر بالله، رسيد. او براي فراخواندن مردم به مذهب اسماعيلي به خراسان بازگشت، اما مردم آن‌جا چندان از دعوت او خشنود نبودند. به ناچار در سرزمين كوهستاني يمگان در بدخشان گوشه‌نشين شد و به سرودن شعر و نگارش كتاب‌هايي در زمينه‌ي باورهاي اسماعيليان پرداخت.

دان لود كامل:

http://www.esnips.com/doc/7ab60420-c408-41f0-b508-d42a14e3ed72/87032

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:12  توسط رحمانی  | 

مقاله شماره 87031-بررسي شيوه داستان در مثنوي

قصه پرداز حقيقت

« بررسي شيوه داستان در مثنوي »

             

خلاصه مقاله :

بشر از ديرباز با قصه و داستان انس و الفتي بسيار نزديك داشته و از آن بيان مقاصد غير مستقيم خويش استفاده كرده است.

از آنجايي كه انسانها معمولاً پند و اندرز و حكمت را به صورت مستقيم و تعليم بي واسطه بر نمي تابند . انديشمندان و حكما آنها را در پوسته هايي از قصه ، حكايت ، لطيفه ، داستان ، افسانه و … پيچيده‌اند.

مقاصد و تعاليم متعالي بزرگان گاه موجد تحولات شگرفي در ميدان انديشه همنوعانشان بوده است .و انتقال اين مهم جز با شيوه اي كه آنان در پيش گرفتند امكان پذير نبود . استفاده از اين ابزار به قدرت در انتخاب موضوع ، حساسيت در پرورش آن و توانايي در انتقال آن نياز دارد و شايد اندكند آناني كه بتوانند اين ويژگيها را توام داشته باشند.

در ميان خيل قصه پردازان حقيقت شايد نام مولانا جلال الدين بلخي در كنار عده‌اي ديگر بر تارك اين شيوه چون گوهري تابنده بدرخشند و علت اين برتري چيزي نيست مگر مهارت او در استفاده از اين ابزار كارآمد جهت انتقال انديشه هاي عرفاني اش . چنين به نظر مي‌رسد كه وي همچون اسلاف خويش – عطار و سنايي ـ از حكايت ـ به قول خودش ـ تمثيل ، قصه ،‌لطيفه ، داستان و … به عنوان وسيله‌اي كارگشا استفاده مي كرده تا بتواند با آنها متعالي ترين حقيقت ها و ناگفته ترين رازها را بيان كند.

از همين روست كه مولوي در زمره بهترين داستان پردازان قرار مي‌گيرد ؛ زيرا اگر چه در ساختار و پرداخت  بسياري از حكايتها و قصه‌ها از روش بازآفريني استفاده كرده و اصل و اساس داستانها متعلق به پردازنده ديگري است اما روش احياء و مرمت داستانها توسط او كم‌نظير است.

در اين مقاله براي روشن شدن ادعاي خويش داستان «شاه و كنيزك » را به عنوان اولين داستان مثنوي مورد نقد و بررسي قرار داده ايم تا مشتي از خروار را در اقيانوس مثنوي به تماشا بگذاريم آنچه در اين ميان در خور تامل بوده ، استفاده از تكنيكهاي داستان‌پردازي در مثنوي است كه لزوماً رعايت آنها را در داستانهاي معاصر اجتناب‌ناپذير دانسته‌اند .

كليد واژه ها : قصه ، داستان ، مجاز ، حقيقت ، مثنوي معنوي ،

دان لود کامل:

http://www.esnips.com/doc/3ab36715-4af6-4f42-a56c-7599d2d05e6a/87031

منبع:

http://www.parstools.com/go/?id=15096&url=http://www.khaalefer.com/87/BANK/B%20(3)/3.htm

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:10  توسط رحمانی  | 

15 مقاله در بخش ادبیات

مقالات خاله فر بروز شد.

http://www.khaalefer.com

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387ساعت 17:25  توسط رحمانی  | 

آخرین مقالات بروز شده

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 4:15  توسط رحمانی  |